تبلیغات
شهیـــــ نامه ــــــد - الهی به امید خودت
شهیـــــ نامه ــــــد
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 شهریور 1390 توسط یه چشم به راه / یه دلتنگ
http://www.honar.ac.ir/Publisher/lett_news/images/46/23l.jpg


عملیات كربلاى چهار [3/10/65- ابوالخصیب] بود. آن طرف آب یك نفر زخمى مرتب فریاد مى زد و كمك مى طلبید. با یكى از برادران رفتیم و به محل حادثه رسیدیم. هر چه سروصدا كردیم و آن بنده خدا را مورد خطاب قرار دادیم جوابى نشنیدیم. ناگهان خمپاره اى از راه رسید و مابین ما به زمین خورد. براى چند لحظه چیزى نفهمیدم. بعد دیدم هر دو نقش زمین هستیم، منتها زخم من كاریتر است. با اصرار و التماس زیاد او را فرستادم عقب. وضع خوبى نداشت. من از ناحیه كمر و نخاع و او پایش زخم عمیق برداشته بود. مى خواست با آن وضع بماند و به من كمك كند. دشمن متوجه ما شده بود و آن نقطه را گرفته بود زیر خمپاره. همه فكرم در آن لحظه این بود كه یك نفر بیاید و نجاتم بدهد. ساعت شش صبح زخمى شده بودم و حالا روز بالا آمده و ساعتها بود كه كسى را به یارى مى خواندم. هر چه تلاش كردم نتوانستم حركت كنم. مأیوس و مضطرب بودم. ناگهان به یاد حرف فرمانده یگان افتادم كه مى گفت: در سختیها فقط به خدا پناه ببرید و از او كمك بخواهید. اینجا بود كه بى اختیار و در كمال باور و اعتقاد گفتم: 'الهى به امید تو'. چند لحظه بعد صداى كسى را كه مى گفت: زخمى كیست؟ به گوشم رسید. با همه وجود معناى توكل را دریافتم.



طبقه بندی: خاطرات، 
درباره وبلاگ

شهادت را نه در جنگ ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ