تبلیغات
شهیـــــ نامه ــــــد - ای کاش نمی دیدم
شهیـــــ نامه ــــــد
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط یه چشم به راه / یه دلتنگ
http://www.honar.ac.ir/Publisher/lett_news/images/46/36l.jpg


سال 66 به یكى از جبهه هاى غرب اعزام شدم. بعد از چند روز آماده باش باخبر شدیم كه عملیاتى در پیش است. عملیات والفجر ده [23/12/66- حلبچه] شروع شد. ساعت ده صبح وقتى از تأمین جاده برمى گشتیم، نزدیك پایگاه، پل سه پایه اى بود كه هواپیماهاى عراقى آن را هدف قرار دادند و یك تویوتا پر از نیرو از روى آن به داخل رودخانه افتاد. شاهد غرق شدن بچه ها بودم ولى چون شنا بلد نبودم نمى توانستم هیچ كارى انجام دهم. روى پل حفره اى ایجاد شده بود و برادران مهندسى، رزمى آمده بودند با گذاشتن صفحه فلزى آن را بپوشانند كه براى بار دوم، هواپیماهاى دشمن پل را زدند و لودرچى را به شهادت رساندند. حدود ساعت دوازده آن روز شیمیایى زدند. تعدادى از برادران 'لشكر زرهى اهواز' در آنجا به شهادت رسیدند. من هم كه ماسك داشتم با خوردن آب از تانكرى كه مسموم شده بود از خود بى خود شدم. مرا به 'اورژانس شیخ سله' بردند. وقتى به هوش آمدم دیدم بسیارى از مردم منطقه شیمیایى شده اند. من كه حالم بهتر بود به زور آمدم بیرون و جایم را به دیگران دادم. هنوز ریه ام ناراحت است و اثرات شیمیایى در صدایم محسوس است.



طبقه بندی: خاطرات، 
درباره وبلاگ

شهادت را نه در جنگ ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ