تبلیغات
شهیـــــ نامه ــــــد - کور خوانده اید
شهیـــــ نامه ــــــد
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 مهر 1390 توسط یه چشم به راه / یه دلتنگ
http://www.honar.ac.ir/Publisher/lett_news/images/46/27l.jpg


اولین بارى كه به جبهه رفتم عملیات والفجر هشت [20/11/64- فاو] بود. مهیا مى شدیم كه با تعدادى از بچه ها به خط برویم. صداى بقیه برادران درآمد و اعتراض كردند كه اینها چندمین دفعه است به خط مى روند. با این وصف فرمانده دسته موافق بود. دوتا قایق آماده كردیم و راه افتادیم. نیمه راه قایق ما خراب شد. مجبور شدیم برگردیم و قایق را عوض كنیم. به هر حال به 'فاو' رسیدیم. چند ساعتى در سنگرها به جستجو پرداختیم. موقع برگشتن، بین راه دوباره قایق ما مشكل پیدا كرد كه با طناب به قایق دومى بستیم و حركت كردیم. نزدیك خط هواپیماهاى دشمن آمدند و راكت زدند. صداى یا مهدى (عج) و یا حسین (ع) همه بلند شد و من فقط مى خندیدم (شاید روى بچگى) . فرمانده صدایم زد كه چه وقت خندیدن است ؟ گفتم اگر قرار است كشته بشویم چرا با ناراحتى باشد! عصر همان روز رادیو عراق را گرفتیم. داشت مى گفت: چند قایق ایرانى را در منطقه گسفه [؟] به آتش كشیده ایم. خندیدیم و گفتیم: مثل همیشه این دفعه هم كور خوانده اید.



طبقه بندی: خاطرات، 
درباره وبلاگ

شهادت را نه در جنگ ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ