تبلیغات
شهیـــــ نامه ــــــد - یک عمر سربازی در جبهه
شهیـــــ نامه ــــــد
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مهر 1390 توسط یه چشم به راه / یه دلتنگ
http://images.persianblog.ir/444723_9qaDEH9y.jpg


سال 62 در 'دهلران' به برادر 'نورمحمد بیات ' برخوردم. آرپى جى روى دوشش بود. صدا زدم، آمد نزدیك. از دیدن یكدیگر خوشحال شدیم. بعد از روبوسى به فكر فرو رفتم. به خودم گفتم: این 'نورمحمد' تا حالا چندین مرتبه از سربازی فرار كرده و بارها و بارها به جبهه آمده، دو ماه و شش ماه. خوب چرا نمى رود سربازیش را بگذراند. از خودش پرسیدم. گفتم: در پاسگاه ژاندارمرى كه راحت تر هستى. اینجا توپ و تانك و... گفت: تو هنوز نمى دانى، چند وقت كه اینجا باشى خودت مى فهمى. به خدا قسم حاضرم تمام عمر سرباز باشم اما در بسیج و جبهه. اگر بخواهند اعدامم هم بكنند در پشت جبهه و عقبه نمى مانم. او بعدها مفقودالاثر شد.



طبقه بندی: خاطرات، 
درباره وبلاگ

شهادت را نه در جنگ ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ