تبلیغات
شهیـــــ نامه ــــــد - شهید تیمور حسن ‏زاده
شهیـــــ نامه ــــــد
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 مرداد 1390 توسط یه چشم به راه / یه دلتنگ
http://mojniknam.persiangig.com/image/saniye/gomnam.jpg
 
شهید امر به معروف و نهى از منكر

اصلا مشخص بود كه خبرهایى است؛ چون روز قبل از حادثه براى بچه‏ ها لباس خریده بود. من به ایشان گفتم: «بچه ‏ها كه لباس داشتند، شما براى چه دوباره برایشان لباس خریدى؟». گفت: «حالا كه ضرر ندارد، ان شاء الله بعدا مى ‏پوشند».
روز حادثه هم طبق معمول روزهاى دیگر، ساعت هفت غروب از كارخانه به منزل آمد، چون ماشینش خراب بود، رفت سر ماشین و بعد از دو ساعت برگشت. به او گفتم: «چرا دو ساعت توى آفتاب بیرون بودى؟ مى‏ گذاشتى بعدا درست مى ‏كردى». ولى ایشان گفت: «مى ‏خواستم امروز كار ماشین درست شود و یك سرى بروم بهشت زهرا، شاید فردا وقت نكنم». واقعا هم همین طور بود؛ چون همان شب، حادثه پیش آمد.
شب هم بعد از نماز مغرب و عشاء به خانه برگشت. شام كه خوردیم نشست پاى تلویزیون. چند دقیقه‏ اى كه گذشت، ناگهان صداى كمك كمك از كوچه بلند شد. ایشان سریع با پاى برهنه از منزل خارج شد و من هم پشت سرش چادرم را سر كردم و رفتم بیرون. وقتى پا به كوچه گذاشتم با چهره ‏ى غرق در خون تیمور مواجه شدم؛ او شهید امر به معروف و نهى از منكر شده بود (نشریه‏ ى یالثارات، ش 85، 15 / 4 / 79، ص آخر.).
راوى: همسر شهید



طبقه بندی: خاطرات، 
درباره وبلاگ

شهادت را نه در جنگ ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ